Fri 19 Jun 2009
A Brief history of horror
- تاریخچه ی ترس بر میگردد به آرژانتین زمان ژنرال De Rosas
- که در بوئنس آیرس، صبحها شبه دستفروشها فریاد میزدند هلوی تازه
- مردم که پارچه روی سبدها را کنار میزدند،سرهای بریده میدیدند
- کم کم همه یاد گرفتند چگونه بشاشند به هر چه ایسم و نئوایسم
- تا صبحها جزو هلوهای تازه شبه دستفروش ها نباشند
Sat 2 May 2009
ّFascism is based on nationalism but this is sth different
- به جای فحش دادن به تاریکی، شمع هایتان را خاموش کنید. با شب جز در تاریکی نمیشود جنگید.
Fri 17 Apr 2009
Munich
- فقط نوشته بودی اینجا بیست بار تا حالا دادگاهی شدم
- بی شرف ها عابرها را هم جریمه می کنند
- ته سیگار را هم جلوی هیچ پیرزنی نباید زمین انداخت،
- ما هم که عابر،ما هم که فکری...
Fri 13 Mar 2009
Parturition
- دور همه انگشتهایمان هم که نخ ببندند،ما فراموشکارتر از این حرفهاییم
- خیلی هنر کنیم یادمان بماند انگشت داریم
- من و تو نه حافظه ای داریم نه تاریخی نه حافظه تاریخی
Fri 13 Feb 2009
La Paz
- نمیدونم کجا خوندم،گاهی وقتها هر بوی گندی که با هواکش می جنگد،خیال می کند دُن کیشوت است. البته بگذریم که هنوز گاهی در خلوت خودم، میرم سراغ آسیاب بادی قدیمی،نیزه م را فرو می کنم توی پره ش.
Wed 31 Dec 2008
Let's Do The Things We Normally Do
- هر جا میرم با تو، آخرش باید تو صف وایسم
- هر جا نخوام بیام، نشونم میدیش،حالیم می کنی که بیام
- جای خودتو اون جلوهای صف،صندلیهامونو اون آخرهای سالن
Mon 1 Dec 2008
the importance of saving the caves
- نه میگذریم از گذشته ها، نه میگذرونیم گذروندنی ها رو
- میگذرونیم گذشته ها رو، میگذریم از گذروندنی ها...
Tue 28 Oct 2008
TEHRAN
- این شما هستید که عادلانه انتخاب خواهید کرد
- دار و دسته ی من و دموکراسی دیکتاتورها را، یا
- دار و دسته ی رفقای من و دیکتاتوری دموکرات ها را...
- گفتم که، شما انتخاب می کنید، شما اختیار تام دارید
Tue 14 Oct 2008
Starved to death in the belly of a whale
- بعد تو خیس از راه میرسی،انگشتت را میگذاری یکجایی روی صفحه حوادث
- یکراست میروی ته کشو، اصل قضیه را پیدا می کنی
- می پرسی این چیه و چقدر بدبختی و از این حرفها
- من اعتراف می کنم این وسیله ایست برای پراندن کلاغها
- چند انتن بالاتر، چند درخت عقب تر، وقتی پاییز نمک گیرشان کرده
- تو نگاه می کنی به سوراخهای روی سقف،به صفحه حوادث خیس
Mon 1 Sep 2008
A brief history of Time
- زمان،چرخ دنده دار ترین کمیت دنیاست، که
- تانک را قدیم مدیمها از روی ان ساختند
- زمان،
- نرمترین سمباده ی دوران من و توست
- که چرخ دنده های تانک را هم صاف میکند
- .
Mon 4 Aug 2008
Fragments of chronology of luck
- توی یکی از همین برق رفتگی های گاهی گاه و گاهی بیگاه بود
- اومده بودی فندک بگیری که فهمیدم ماکیاول تر از ژاندارکی
- اومده بودم چیزهایی رو ثابت کنم که فندکم هم جا موند
- تو هم فهمیدی قدیمها که تاریکی بیشتر بود تئوری های آدم اثبات پذیرتر بودند
- .
Sun 3 Aug 2008
Me,Fagin,Oliver Twist and other Stories
- کابوس من در هفت سالگی تصویر مبهمی بود از فاگین یا چیز غریبی شبیه فاگین که یک روز وقت دوچرخه سواری دور میدان قدیمی شهر خِفتم را بچسبد که پیش بابابزرگ پیرت برگرد و این حرفها و سیگارفروشها دوره مان کنند، کاسه ی چه کنم را بکنند در حلقم که پسرجان زجر نده این پیرمرد رو،برو.
- .
Mon 21 Jul 2008
1984
- حق با برادر بزرگ بود. اگر کسی در یک اتاق دربسته خیال کند در حال پرواز است و تنها ناظرش هم تاییدش کند که در حال پرواز است واقعیت میشود همین. دارد پرواز میکند. وقتی بیشتر از یک نفر تایید کنند حتی میشود مکتوبش کرد فرستاد قاطی اسناد.
- .
Sat 19 Jul 2008
No matter,No meter
- بادبان ها،
- بریده و
- باد در
- بند...
- .
Wed 11 Jun 2008
Redemption
- اون روزها ما نبودیم و ندیدیم
- پایان دوران سیاهپوستان انجیل به دست
- و اغاز هزاره ی چهارمِ هوا کردنِ فیل رو
- روزگار سپری شده ی منجیان سالخورده
- ---
- ما ندیدیم بشود با قاشق کف سلول تونل زد
- - یکجایی در ساعت هواخوری،خاکش را خالی کرد-
- ما بودیم و سایه هواکش قدیمی که نمی چرخید
- اصلا" انگار از اول تاریخ کوچکترین اتفاقی نیفتاده باشد...
- .
Wed 30 Apr 2008
Talking Bear Mountain Picnic Massacre blues
- تو مایه های اینکه نصفه شبی
- با گالن بنزین وایساده باشی کنار جاده قدیم ساوه
- یه بلوند دو متری هم از دور،cat walk بیاد
- بشینه عقب تاکسیت که حالا دربست نیویورکر پلازا
- .
Sat 5 Apr 2008
بی وَتَن
-
آقای جلیقه چی بچه دروازه دولاب و دیپلمات کهنه کار تبعیدی، وقتِ عبورِ اتوبوس زرد از سیم خاردارهای مرز مکزیک از مولانا به نیروانا رسیده بود. اینجا جایی بود که فقط با چند پِزوتا میشد یک بطری لیموناد حالا نه زیاد خنک گرفت،شبها به خانمها گفت لا نوچه بوئِنا و تا قیامت برای رفقای کوباییِ در تبعید تعریف کرد مثلا"قوام، این تخم وطندوست چه طور سر استالین کلاه گذاشت و از این حرفها. همان شب آقای جلیقه چی درِ اتاق مُتِل را قفل کرد، آنتن تلوزیون را کند و روی ویلچرش جلوی صفحه برفکی نشست.تاریخ ساعت جیبیش را هفتاد و دو ساعت عقب برگرداند، چشمهایش را بست و در حالیکه بنان زمزمه میکرد نفس آخر را کشید.
-
.
-
Thu 6 Mar 2008
Japenese Theory
-
تو یه مستندی دیدم ارتشیهای امپراطور هاروکی هیرونیوا وقتی میدیدند احتمالا"توی جنگ مستقیم از چینی ها شکست میخورند، صد نفر سامورایی استخدام میکردند تا قبل از شروع جنگ یکی یکی خودشونو جلوی سربازای چین گردن بزنند و در عوض خونواده هاشون بیمه ی عمر شن.نصف چینی ها بعد از این جریان فرار میکردند.
Sun 24 Feb 2008
Santa Monica
- منطق یعنی یک طورِ بی نقصی رفع و رفو کردن دو دو تا پنج تا های آدم
- منطقی یعنی یک بنده خدایی که از وسط جر خورده سر این قضایا
Tue 12 Feb 2008
--
- برای دخترک کبریت فروش تقاطع فلسطین-کشاورز
- که در آن منفیِ دَه درجه شاید مادربزرگش را رویا می دید:
- یک شب فرستادیمون صف اول نبرد، بی کلاه خود و زره و پرچم سفید
- مای پاپَتی رو، از اصل که افتاده بودیم، از اسب هم انداختی
- یک پایمان گیر کرد در رکابش، بدون سر و بی افسار...
- حالا این روزها اسب میدود و
- شناسنامه هامان روی تاقچه، موریانه را میخورد
Tue 25 Dec 2007
Dominoes
- مثل بریتانیا واسه راک،مثل راک واسه روز سرد
- مثل روز سرد، پشت شیشه به منظور نوک دماغ،
- مثل ایرانسل واسه یکی بدتر از تو
- و سعی کردن توی تولد یکی بدتر از خودت ها
- اولین دختری باشی که پاشی برقصی
Sat 15 Dec 2007
Paggan angel and a borrowed car
- وقت گیر افتادن کشتی توی یخهای قطب
- بی خیال قطب نما و نقشه های دور و دراز شدن
- یا سوزوندنش -از دکل تا لنگر- تا چند وقت بیشتر گرم شدن
- یا درهر صورت واسه آخرین شفق، شعر آزادی سپیدی چیزی بافتن...
- -فرازی از وصیتنامه مرحوم کاپیتان آرچیبالد هادوک-
Tue 20 Nov 2007
In Tribute to Qaiser Aminpour
- دیر نشده بود هنوز اما،
- داشتم میرفتم،
- صدایم نکردی
- رفتم
Thu 1 Nov 2007
Cien anos de soledad-5
- تنهایی را اولین بار در طول تاریخ مدرن
- یک سوزنبان پیر با چراغ قوه ش کشف کرد
- که نه سگ داشت، نه الکلی بود
- باور نمی کنید رجوع کنید به تاریخ ویل دورانت-جلد هفتم
- .
Sat 27 Oct 2007
Hello! Is it me you looking For
پلنگ صورتی اگه دم نداشت، زندگیش خیلی بهتر پیش میرفت
- یا لااقل هردفعه تو جمعهای خیلی خیلی خصوصیش
- گیر نمیفتاد که البته ببخشیندا،من تورو ندیدمت قبلا" یه جایی؟
- -
- پ.ن: دندون یه آدم مرده شعبه نداره.
- .
- .
- .
Fri 12 Oct 2007
OBLOMOV MONDAYS
- دوشنبه های بی استاد،دانشگاه بی دوشنبه
- روز پاگیر شدن من، روز پیگیر شدن تو،
- روزی که کُلاهامونو سفت چِسبیدیم، سرامونو باد برد
- .
Tue 9 Oct 2007
Show must Go on
- اصل مطلب: تظاهر به روزه داری، تظاهر به روزه خواری، تظاهر در عین روزه داری.
- .
Tue 25 Sep 2007
Like A Drunk In Midnight Choir
- تکذیب میکنم دورانی که ته خیابون یورگن هابرماس،کوچه پل ریکور
- بی محل ترین ساکن محله ی خروسهای بی محل،
- همسایه ی عکاس ترین دختر شهر که همیشه لَنگ یک لبخند من بود بودم
- تکذیب میکنم شلوار جین تک زیپم و پیپ سفالیِ یادگاری مرحوم کاپیتان رو،
- از این به بعد اسطوره ی من خرِ پِرین است، معشوقه م
- یک ورودی جدیدِ سیگاری، پودمانیِ مترجمی زبانِ سواحیلی
- باحالترین خوندنیم، صفحه استخدامیهای همشهری...
- .


