Tue 21 Jun 2005
دوباره میکوبمت وطن
- من از نهایت شب
- حرف میزنم...
- پ.ن: فغر و فصاد و تبعیز...اهمدی نژاد به پا خیض...
Tue 21 Jun 2005
Virgin
- - دختر بدی نبود.
- - از چه لحاظ؟!
- جفتمون پوزخند زدیم.
Mon 20 Jun 2005
Not Quality Controled
- حتما" اشتباهی رخ داده خدا ، این روحه سایز تن من نیست هی آویزونه هر جا میرم گیر میکنه اینور اونور...
Sun 19 Jun 2005
انحراف به چپ
- برخورد دنیاها یعنی دیشب وقتی تو دنیای خودم غرق شده بودم خوردم به یکی دیگه که اونم تو افکار خودش غرق شده بود...
Sat 18 Jun 2005
Talking of Michelanglo
- برو
- --
- وقتی با منی بیشتر حس میکنم تنهام
Thu 16 Jun 2005
Un Amore
- یاد دو سال پیش میفتم که تو بلوار کشاورز کوچه ی ورنوس ، انستیتو زبان سیمین ، طبقه ی چهارمش با پسر لاغر و سبیلویی همکلاسی بودم که دانشجوی مهندسی برق دانشگاه تهران بود و شبهای زمستون بدون کاپشن میومد و کتونی هاش پاره بود و تا حالا هیچکس عاشقش نشده بود. دیروز دوباره دیدمش، سر پایینی ولیعصرو آروم میرفت پایین ، کتونی هاش پاره بود و اونقدر پول نداشت تا کسی عاشقش شود.
- .
Sat 11 Jun 2005
!!!
- ـ استاد ببخشین، این " بتا-دی-گالاکتو پیرانوزیل (۱-->۴) بتا- دی-گلوگو پیرانوزیل " که پای تخته نوشتین اسم دیگه ای نداره؟
- ـ چرا خوب...لاکتوز.
- ـ
Sun 5 Jun 2005
آسمان بنفش مجهولهای بی فرمول
-
سرم را انداخته بودم پایین... باور کن این یک فیلم صامت سیاه سفید نبود. بیش از حد واقعی می زد و من فهمیدم آدمها چقدر آسان بغضشان میگیرد.گفتم فراموشم کن و این را هم فهمیدم آدم چقدر سختش است بگوید فراموشم کن. صدای قدمهایت را از پشت سر می شنیدم و اعتراف میکنم قلبم جایش را در سینه گم کرده بود تا فقط یکبار صدایم کنی و من بدون معطلی برگردم.نکردی، کاری که من همیشه میکردم. یادت میاید آن عصر بهمن در سربالایی یخ زده ی خیابان درختهای قدیمی، زیپ کاپشنهایمان را مثل سربازهای جنگ جهانی اول تا آخر بالا کشیده بودیم بالا و من مثل یک ماشین بخار ابر درست میکردم و تو فوت میکردی تا خرابش کنی؟ من میگفتم و تو میخندیدی و تو میگفتی و من سعی میکردم بخندم و به قدمهای ناهماهنگمان توجهی نکنم. یادت هست شیرکاکائوی داغی که ریخت روی لباسم و من کنایه زدم که لکه ش تا همیشه یادگاری خواهد ماند و تو گفتی هیچ لکی تا همیشه نخواهد ماند؟ راست نمیگفتی.هنوز لکه ش مانده. من هنوز آسمان بنفشش را خاطرم هست، آسمان قبل از برفش، خاکستری، قرمز، بنفش، آدمهای با عجله و تاکسی های پر و بی خیالی ما...نمیدانی چه لذتی داشت وقتی با صورت گل انداخته از سرما دستهایت را ها میکردی و من گرمای وجودت را حس میکردم و نگاهم را به آسمان بنفش میدوختم تا تو نتوانی به اضطراب درونم پی ببری... اما گفتم فراموشم کن و چقدر هم سخت گفتم... شاید آن کتابفروش همیشگی این بار که مرا تنها ببیند همان سوال مسخره را کند که باز هم شماها و من اشاره کنم که این بار دیگر کسی نیست تا یکساعت با کتابهایت ور برود و کفرت را در بیاورد.یا آن فال فروشی که یک شب بارانی وقتی برای رسیدن به اتوبوسها میدویدیم صدایمان کرد و ما دلمان سوخت و فالی خریدیم ، از اتوبوس جا ماندیم و خیس شدیم و تو فردایش سرما خوردی... شاید دوباره آنجا بفهمم که آدم علاوه بر اینکه زود بغضش میگیرد زودتر هم بغضش میشکند... من دیگر برای آسمان عصرهای بفنش قبل از برف نقشه ای نخواهم کشید چون هنوز صدای پاهایت را از پشت سر میشنوم و هیچوقت نخواهم فهمید چرا در این معادله بی جواب، تو بی فرمول ترین مجهول دنیا شدی و من سختکوش ترین خنگ دنیا...
Fri 3 Jun 2005
There is a bear love there
ای عشق همه بهانه از تو- بی بهانه م، ولی عاشقم باش...
- .
Mon 30 May 2005
CROWDED LOVE
- دخترک هایلایت شده
- با دماغ سر بالا و
- سر و سینه مستقیم و هوس انگیز
- با پژو 206 نقره ای اسپرت
- -
- دیروز سر یک چهار راه جوری کوبید بهم که
- جنازه م را چهار ساعت بعد از روی دندان پر کرده م شناسایی کردند.
- .
Mon 30 May 2005
Dando0n Tv Network
-
شماها گول خورده اید، اینکه سمبل صلح را کبوتر گذاشته اند
-
یعنی نباید روی زمین دنبالش گشت.
-
.
-
Thu 26 May 2005
La Fucka
- توی اولین برگ دفتر خاطراتم مینویسم: بعد از هفتاد و پنج سال که از فرانسه برگشتم فقط این را فهمیده بودم که در جهان سوم انقلابها مجسمه ها را زیر و رو میکنند، در جهان اول مجسمه ها انقلابها را...
- .
Sun 22 May 2005
Go0d Night
- تنها موقعی که با روحم هیچ مشکلی ندارم ساعتاییه که خوابم و اون میره پی کارش و منم میرم پی کارم! در بقیه مواقع یا اون به من شک داره یا من به اون.
Sun 22 May 2005
:- l
- زندگی رو نباید سخت گرفت، درست، به شرطی که اونم نخواد تو رو سخت بگیره.
- .
Sun 22 May 2005
Pink FloyDy - IF
-
من اگر یک قو بودم ، حتما" مرده بودم
-
من اگر یک قطار بودم ، همیشه دیر می رسیدم
-
و من اگر خوب بودم
-
بیشتر از همیشه با تو صحبت کرده بودم
-
من اگر رفته بودم بخوابم، میتونستم رویا ببینم
-
اگر ترسیده بودم، میتونستم قائم شم
-
اگر دیوانه شدم مغزم را طناب پیچ نکنید
-
من اگر ماه بودم حتما" خونسرد می ماندم
-
اگر یک قانون بودم حتما" تا میشدم
-
و اگر خوب بودم
-
فاصله ی بینمان را میفهمیدم
-
اگر تنها بودم گریه میکردم
-
و اگر با تو بودم، در خانه و خسته کننده
-
اگر دیوانه شدم...
-
ترجمه ارنستو.