تبليغاتX
.::دندون یه آدم مرده::.

 
Wed 14 Jun 2006
بوسیدن و کنار گذاشتن

  • همه ی مصیبت هایمان تقصیر فرهنگ متناقضمان است و عرف دست و پاگیر و ضرب المثلهای از رده خارجش.مثلا"این فرهنگ اصیل هیچوقت نمیگوید چه جوری باید حالیت کرد برای کنار گذاشتن هر کسی، در اولین قدم باید به سبک آدمهای بی فرهنگِ هالیوودی یک شب زیرِ راه پله جلویش را گرفت و تمام و کمال و تا مرز بی نیازی مطلق ...آره.
  ساعت  9:57 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Wed 14 Jun 2006
MIrza Ibrahim Plays Spanish Guitar

  • هه ناسیونالیسم پاره پوره، آسوده بخواب کوروش! که تو رو هم به اسکندر دل پیرو فروختم.
  • .
  • .
  ساعت  8:59 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sat 10 Jun 2006
Of Paying My Dues

  • ضمیر ناخوداگاهم آتزوریهای ایتالیا را دوست دارد چون همیشه دقیقه ی نود میبازند.
  • پ.ن: و اینکه واتیکان و سیسیل را با هم دارند.
  • .
  ساعت  10:40 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sat 10 Jun 2006
sucking Ice cream

  • چرا فکر میکنید ما بیست وچند ساله ها یا انقدر عقبیم که باید به شوخیهای چلچراغ بخندیم یا انقدر جلوییم که مثلا" بشینیم جلوی تالار وحدت و با بخارای تو دستمون کلاس چیزفهمی بذاریم؟!
  • .
  ساعت  8:13 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Wed 7 Jun 2006
2,3words sentences lyings

  • ببخشید،  حق داری، خواهش میکنم، اشتباه کردم، مسئله این نیست،  فراموشش کن، آره شاید، نه چطور، جدی میگم، میفهمم، صریحم، بی تکلفم،شاید وقتی دیگر...
  ساعت  9:31 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Wed 7 Jun 2006
ظن و مرد

  • خداوند زن زیبا را آفرید تا قدرت خودش را در تسخیر ایمان مردان بسنجد و موفق شد، زن زشت را آفرید تا راهبه شود و زنان زیبا را به پاکدامنی در برابر مردان دعوت کند و باز هم موفق شد، سپس فمینیسم را فقط برای خود زنها آفرید تا حداقل در مورد حقوق مشترک خودشان با هم کنار بیایند و متحد شوند، نه، این بار دیگه موفق نشد.
  ساعت  8:33 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Tue 6 Jun 2006
Mr DEvil

  • برای ثبت در آرشیو : 
  • ششم ژوئن 2006 ساعت شش و شش دقیقه! امروز همه رو یه جور دیگه نگاه میکردم.
  • پ.ن: رفت تا هزار سال بعد و یک 6/6/6 و یک شیطان جدید دیگه.
  ساعت  18:6 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Mon 5 Jun 2006
POST POST MODERN

  • میرزا کوچک خان شانس آورد که نه فتوژنیک بود و نه سیگار برگی
  • در دوران سقط جنین به سبک اروپای شرقی و
  •  سبیل مکزیکی و عکس چه گوآرا رو بیکینی
  • دوران پیژامه ی راه راه و سیرابی و آبلیمو، حاج حسین و سید جواد
  • چپ و راست و رفورمیست و وطن پرستهای عضو حزب باد
  • .
  • .
  •  
  ساعت  18:4 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sun 28 May 2006
نگفتم...

  • آخرین بار اما نگفتم فرصت ما کمتر از همیشه هست و حرفهای من بیشتر از آنکه در صفحه ی تنگ این ساعت مچی لعنتی جا شود، نگفتم این میخواهد عادت باشد یا هر کلمه ی دیگری که با عین آغاز میشود و مهم هم نیست و هر چه هست نباید تراژدی کشداری شود که نمایشنامه اش را فقط تا جایی نوشته اند که با بالا رفتن پرده ها شروع شود و ادامه یابد و از آنجا به بعدش سردرگم باشد، نگفتم شاید من هم وقتی حوصله ام سر میرفت چیزهایی مینوشتم و نوشتم - شاید تهوعات یک خودکار بیک- و دفتر چهل برگ ارزان قیمتم را صفحه به صفحه کندم و در کشوی میزم انبار کردم و هیچوقت هم تحویلت ندادم، نگفتم که می ترسیدم این کلمات عین دار، چیزی بیشتر از تعلق خاطر خشک و خالی و آزادی در عین تملک و ... دم دست ترینش گذشتن از همه اتوبوسهای شرکت واحد و همه تاکسیها برای ادای دین به پیاده روهای نم خورده از باران سر صبح - و همیشه مخلوط با دوده ی داغ همان اتوبوسهای شرکت واحد- باشند، نگفتم من حتی شک دارم مطمئنت کنم آنقدر به خودم مطمئنم که پاکی ام را به رخت بکشم و  بخواهم مطمئنم کنی که مطمئنی به آنجایم رسانده ای که بگویم بعد از تو فقط مریم مقدس و بعد با سرخوشی بخندیم، نگفتم اگر نامه ای بنویسم با همان برگهای دفتر چهل برگم و احساسم را بگنجانم لای خطوط آبی کمرنگش چیزی که ردش را روی خطوط افقیش خواهی دید شاید اشک نباشد و تنها عرق دستم بوده باشد، نگفتم من سرگردانی بین دوست داشتن و عشق و اینکه کدامیک والاتر است و جملات شریعتی را به بازی گرفتن و ادا در آوردن را بلد نیستم و شریعتی هم اگر حرفی زد به من و ما تعمیمش نده، نگفتم از وقتی فهمیدم پری های دریای افسانه ها فقط گونه ای ماهی بی ریخت و حقیر بودند و خطای دید ملوانان پری شان کرده دیگر نباید روی من تک سوار شنل پوش قصه ها هم حساب کنی که میترسم آن هم بادیه گردانی شترسوار و راهزن از آب در بیایند، نگفتم وقتی سکوت میکنم معنیش این نبود که دقایق را برای به مسلخ فرستادن میخواهم، که فقط میخواستم کنجکاوی ام را ارضا کنم و ببینم تو وقتی ساکتی و فقط نگاه میکنی چه شکلی میشوی، نگفتم روزهایی بود که سقف بالای تختم وقتی با جیپسی کینگهای عصرانه و ابری من همراه میشد مثل چراغهایی که زیاد روشن بمانند و بالایشان سیاه شده باشد از نگاههای خیره ی من سیاهی میگرفت، نگفتم دوران کدام حرفها گذشته و اکنون دوران کدام حرفهاست و اصلا حرف چه و دوران چه و شعار چه و اصلا" همه را نباید در یک ترازو سنجید، نگفتم ترس من اینست که  نقش روی سیمان-که تو مرا به سیمانی بودن متهم میکردی- وقتی خشک شد دیگر نابودی نمیگیرد و تو شوخی ام را شوخی گرفتی و نفهمیدی روی سیمان نباید به شوخی حکاکی کرد، نگفتم بهانه هایم را یکی یکی در دود سیگارهایم گم کردم ، شبهای سرد را با قهوه سر کردم تا بیدار بمانم و چیزی بنویسم - و در کشوی میزم انبار کنم- و وقتی شکوفه ها میریزند پاهایم را به قدم زدن وانداشتم و آه نکشیدم -هیچکدام را نکردم-، نگفتم از اینها که بگذریم همیشه مسائل مهمتری در زندگی وجود دارند که ندارند تا صورت مسئله مان را پاک کنم و تو نفهمی من در این خود درگیریها - چه بسا خود درد گیری ها- ی خود ساخته کم میاورم، نگفتم کلمه به کلمه ی حرفهایت را میفهمیدم و هیچوقت نتوانستم کلمه ای از حرفهایم را درست بفهمانمت و من به همین هم راضی بودم که یک نفر هست که حرفهایم را درست نمی فهمد ، و بعد از همه ی کلماتی که جوهری کردم...  باز هم نگفتم بارانی جیرت را در بیاور، شال گردن سفیدت را بیاویز و خیسی چترت را کنار شومینه خشک کن، نگفتم دستهایت را به من بسپار و منتظر باش تا ببینی جمع دو تا سی و هفت درجه چیزی میشود سه هزار درجه بیشتر از هفتاد و چهار درجه ی این سانتیگرادهای بی احساس ،نگفتم، نگفتم و نگفتم...
  • دست راست سرمازده م را - با همان رد جوهر خودکار بیک رویش- گذاشتم روی پیشانی و باز سکوت کردم...آخرین سکوتم را تا ببینم یک نفر که میگوبد خداحافظ شاید تا همیشه و دیگری فقط سکوت میکند چه شکلی میشود...
  • -پنجمین عصر مرطوب آذر ۸۴-
  ساعت  8:4 | لینک ثابت  |   |  Send 2 Friends
Sat 27 May 2006
USE LOW GEAR

  • یادم رفت بگم اون پسر فرانسوی،یک خواهر افسرده هم داشت که هم با برادرش و هم با رفیق آمریکاییش می خوابید و تو همه ی تظاهراتها، بدون اینکه به چیزی عقیده داشته باشه بلندتر از همه شعار میداد.
  ساعت  23:49 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sat 27 May 2006
The DREAMERS

  • Dreamers - برناردو برتولوچی-در دوران شورشهای دانشجویی دهه ی 60 فرانسه میگذره. در سکانس آخر، دانشجوی کمونیست فرانسوی کوکتل مولوتوفی برمیداره تا پرت کنه که رفیق آمریکاییش میگه نزن، فاشیسم تو همین بطریهاست و پسر جواب میده اون آمریکاست که فاشیسمش تو بطریهاست، اینجا فاشیسم تو صف ضد شورشهاست. بدجور یاد خودمون افتادم.
  ساعت  9:37 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Fri 26 May 2006
No title

  • ـ اینقدر نیمه ی خالی لیوان رو نبین.
  • ـ لیوان؟ کدوم لیوان؟
  • .
  • .
  ساعت  18:57 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Fri 26 May 2006
ما همه خوبیم

  • استادی داریم دکتر تاریخ، روزنامه نویس،کت شلواری و شدیدا" جوگیر. داشت میگفت این مردک ناصرالدین شاه وقتی تو سفر گرجستان بود یک کلمه هم به روی خودش نیاورد که گرجستان زمانی بخشی از خاک ایران بوده و روسها به زور تصرفش کردند و فقط گیر داد به زیبایی گرجی ها و همونجا چند تا از دخترای گرجی رو صیغه کرد... در همین حین یکی از دخترا تو سالن، کلاسور به دست و با مانتوی تنگ و موهای بلوند از جلوی پنجره رد میشه و استاد چند ثانیه با نگاه مسیر حرکتشو کاملا" دنبال میکنه. ناخودآگاه نگاه کردم دیدم نیش بچه ها باز مونده!
  •  
  ساعت  14:5 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Wed 24 May 2006
Turn It Upside down & See

  • سرطان چیزی نیس جز شکست انسان از سلولهای عصیانگر بدن خودش،چیزی که یقه ی آدمو در n سالگی میگیره و غزل خداحافظی رو یادش میده . ما آخر نفهمیدیم این دیگه چه جور شاهکاریه که حتی جلوی خودش هم کم میاره؟ نه جدا".
  • .
  • .
  ساعت  13:6 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Wed 24 May 2006
U Dear Son of the Bch

  • به این نتیجه رسیدم که همه ی استادایی که بهت اجازه ی اظهار نظر مخالف میدن یه هدف متعالی بیشتر ندارند و اونم سرویس کردن دهن آدم در موقع مقتضیه
  • از وقتی صراحتا" گفته میندازمت از یه چیزی مثل جیغِ ادوارد مونش به یه چیزی مثل مونالیزای داوینچی تغییر ماهیت اجباری دادم.
  ساعت  12:39 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Mon 22 May 2006
Foolish - Fullish

  •  همیشه حق با لیوانِ نیمه پرِ خوش بین هاست چون واقع گراها - بدبین ها - کارای مهمتری از اثبات نیمه خالی بودنِ لیوان هاشون دارند!
  • - خودم دامت برکاتی-
  ساعت  15:43 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends

 

onLoad and onUnload Example