Thu 17 May 2007
Animal Farm
- برادر خودت هم قاطی کردی کی به کی شد
- از چپ اندیشان سوسولگرا و راست اندیشان اصولگرا،
- محافظه کاران اصلاح طلب و چپهای راستگرا،
- اصلاح طلبان محافظه کار و راستهای چپگرا،
- سنتی های مدرن و مدرنیستهای متحجر،
- گمونم اینچنین بود برادر
- مرده ها همه یک اسم دارند
Sat 5 May 2007
Still Lingers Here
- چند وقته توی ذهنم
- جای صورتت ضربدر قرمز میبینم
- دسترسی به تو جدا" انگار
- امکان پذیر نمی باشد
- .
Sat 5 May 2007
Where da sidewalk Ends
- ـ صادقانه بگم، من حتی محکم ترین تصمیمهام بعد از مدت نه چندان مدیدی
- تبدیل میشن به زیر شلواریِ زبل خان از لحاظ وصله پینه
- ــ اینایی که زارتی میگن یک کلام بگو آره یا نه ــ
- حالا خود دانی
- -
- از دیالوگهای یک سناریوی از پیش برنامه ریزی شده
- .
Sat 28 Apr 2007
Kissing your mouth anyway
- خواهرم،جدا" از تو شهوت بر نیانگیزتر نبود؟ از این ده تا کاکا، برادر تر؟
- امنیت من یک جاییست کمی پایینتر از بین دو تا استخوان ترقوه ش
- اینجایی که شما میگردین بین دو استخوان ران است
Fri 27 Apr 2007
قرار نبود
- قرار نبود هر چه نقش زدیم بر آب شود
- درست مسیر ما بود،درست خراب شود
- قرار نبود برای این استفهام انکاری
- علامت سوال باشم و سوال بی جواب شود...
- - ارنستو بهار ۸۶-
Tue 24 Apr 2007
El Manifesto
-
"شر فرشته ی چپ نیک تسخری زد که عاقبت همی دانستم آدمیان دو دسته بیش نیستند، آنان که کمتر از دیگران اشتباه میکنند و انان که به دلایل پیچیده تری اشتباه میکنند و نیک نگاهی بر نیک فرشته ی راست انداخت. نیک فرشته ی راست عطسه ای همی کرد و گفت دیرگاهی پیش که از برای ماموریت هبوط همی کرده بودم به دیاری و در بحر حقیقت،کشتی سخن می راندم نیک دانستم که بسی چیزها را نباید به روی خیلی کسان آورد و هر چیزی را نباید به عیان نشان هر کسی داد، که چون چنین کنی هر چیزی را چنان توی هر جاییت فرو خواهند گذاشت که دسته بندی یادت همی رود. و به طرز عجیبی راه میرفت و دیگر هیچ هبوط نکرد به ان دیار..."
-
.
-

