تبليغاتX
.::THE To0th Of A Dead Man ::.

 
Wed 6 Jun 2007
The Miracle of French Champagne

  • مانیفست آدمها را باید از یک فرمول کشف کرد
  • تعداد قدمهایی که در واحد زمان در یک پیاده روی خلوت بر میدارند
  • تقسیم بر معکوس تعداد خوابهایی که جرات تعریف کردنش را ندارند
  • -
  • خوابهایم را به هر کس که گفتم فروید شد طرف،بماند 
  • فردایش زیپ و دکمه های روحم در میرفت
  • پشت و رو -از طرف درزش- می پوشیدم
  • سر و ته میشستم ردیف آخر اتوبوس
  • اونوقت تازه تو را میدیدم که
  • فنرهایت از توی گوشَت زده بیرون
  • ناکوک شدی و چشمانت خمار و آویزون و
  • لبانت پر از آه و اوه و واقعا" می پریدم
  • دستم میامد تو که نیستی، حجیم تری
  • نبودن، بیشتر از بودن جا میگیره انگار
  • نبودن، لختت میکند تا بالای کشاله ی ران   
  • -
  • لولوی پَکَر توی کمد، قبل از پوکیدنش همیشه میگفت:
  • به همه ی آدمهای دنیا بگویید
  • مارکز، "صد سال تنهایی" را فقط
  • در عرض سه سال نوشت.
  • .
  ساعت  20:8 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Mon 28 May 2007
کرایه تاکسی

  • بعد از اتفاقی که برای پاهایش افتاد، موتورش را فروخت و تاکسی ها عصای دستش شدند تا به موقع برسد سر کارش، پولی در بیارد و خرج دوا درمان زنش کند. یکی دو سال بعد کرایه ها بالا رفت و خرج رفت و آمدش با دخلش کاملا" یِر به یِر شد و دیگر پولی اضافه نمیماند.وضع مضحکی بود: کار کردن برای درآوردنِ هزینه ی کار کردن. به یکسال نکشید که زنش مرد.سال بعد دوباره همه چیز گران شد. مجبور شد با صاحبخانه ش هم تسویه حساب کند. کسانی که می شناختندش میگفتند شب و روز فقط به این هدف کار میکند که بدهکار راننده تاکسیها نشود.
  ساعت  10:14 | لینک ثابت  |   |  Send 2 Friends

 

onLoad and onUnload Example