Wed 19 Aug 2009
Some Facts about TV Junks
-
بربرها دستهایمان را از پشت بسته اند و لخت مادرزاد می برند تا قربانیمان کنند- یا لااقل این چیزی است که من فکر میکنم.لِکس مثل اسکیزوفرنیک ها با حرکات سر در هوا صلیب می کشد و چیزهایی میخواند.من به هیچ سمبل الهی اعتقاد ندارم و زیر لب شعری از دوران مدرسه را زمزمه میکنم.هر پنج نفرمان قرار میگذاریم نیروی برتر کائنات را به طور همزمان برای وقوع کسوفی، آتشفشانی،زلزله ای تحت فشار بگذاریم تا بربرها مثل فیلمها کشتنمان را بدیُمن بدانند و ولمان کنند.سرانجام به سنگ قربانگاه می رسیم.هوا تاریک می شود.خیال می کنیم ابر است.لکس جیغ می زند خورشید...چند دقیقه طول میکشد تا خورشید به کسوف کامل برود.هر پنج نفرمان خیال می کنیم نجات پیدا کردیم.بربرها از ما خوشحالترند و شروع به رقص میکنند.یکنفر که به نظر میاید رییسشان است روی پیشانی هایمان محلول لزج خوشبویی می مالد و با حرکات دستهایش شیرفهممان میکند در آیین قبیله شان،کسوف نشانه تشنگی خدایان برای خون است و تنها چیزی را که بدیمن میدانند تولد نوزاد دو سر است.لعنت.ژوزف به عِبری چیزی میپراند.لکس هم فحشی میدهد.دو بربر سرم را جلو می کشند و گردنم را روی سنگ قربانگاه میگذارند.
