Fri 19 Jun 2009
A Brief history of horror
- تاریخچه ی ترس بر میگردد به آرژانتین زمان ژنرال De Rosas
- جایی که در بوئنس آیرس، صبحها شبه دستفروشها فریاد میزدند هلوی تازه
- و مردم که پارچه روی سبدها را کنار میزدند،سرهای بریده میدیدند
- کم کم همه یاد گرفتند چگونه بشاشند به هر چه ایسم و نئوایسم
- تا صبحها جزو هلوهای تازه شبه دستفروش ها نباشند
Sat 2 May 2009
ّFascism is based on nationalism but this is sth different
- به جای فحش دادن به تاریکی، شمع هایتان را خاموش کنید. با شب جز در تاریکی نمیشود جنگید.
Fri 17 Apr 2009
Munich
- فقط نوشته بودی اینجا بیست بار تا حالا دادگاهی شدم
- بی شرف ها عابرها را هم جریمه می کنند
- ته سیگار را هم جلوی هیچ پیرزنی نباید زمین انداخت،
- ما هم که عابر،ما هم که فکری...
Fri 13 Feb 2009
La Paz
- نمیدونم کجا خوندم،گاهی وقتها هر بوی گندی که با هواکش می جنگد،خیال می کند دُن کیشوت است. البته بگذریم که هنوز گاهی در خلوت خودم، میرم سراغ آسیاب بادی قدیمی،نیزه م را فرو می کنم توی پره ش.
Tue 28 Oct 2008
TEHRAN
- این شما هستید که عادلانه انتخاب خواهید کرد
- دار و دسته ی من و دموکراسی دیکتاتورها را، یا
- دار و دسته ی رفقای من و دیکتاتوری دموکرات ها را...
- گفتم که،ما با هم فرق داریم، شما هم اختیار تام دارید
Sun 17 Aug 2008
August the 11th
-
تمام آنچه پیرمرد به یاد میاورد،سه تانک بود و چند سربازِ شاش بند و دو فاحشه که بر سر آفتابه ای مسی-غنیمتی از توالتِ مصدق- گیسهای هم را می کشیدند و بعدش فقط مجسمه ای مرمری ماند که عالم و آدم گردنبند تقصیر را برگردنش میاویزند.
Mon 21 Jul 2008
1984
- حق با برادر بزرگ بود. اگر کسی در یک اتاق دربسته خیال کند در حال پرواز است و تنها ناظرش هم تاییدش کند که در حال پرواز است واقعیت میشود همین. دارد پرواز میکند. وقتی بیشتر از یک نفر تایید کنند حتی میشود مکتوبش کرد فرستاد قاطی اسناد.
- .
Sat 19 Jul 2008
No matter,No meter
- بادبان ها،
- بریده و
- باد در
- بند...
- .
Sat 5 Apr 2008
بی وَتَن
-
آقای جلیقه چی بچه دروازه دولاب و دیپلمات کهنه کار تبعیدی، وقتِ عبورِ اتوبوس زرد از سیم خاردارهای مرز مکزیک از مولانا به نیروانا رسیده بود. اینجا جایی بود که فقط با چند پِزوتا میشد یک بطری لیموناد حالا نه زیاد خنک گرفت،شبها به خانمها گفت لا نوچه بوئِنا و تا قیامت برای رفقای کوباییِ در تبعید تعریف کرد مثلا"قوام، این تخم وطندوست چه طور سر استالین کلاه گذاشت و از این حرفها. همان شب آقای جلیقه چی درِ اتاق مُتِل را قفل کرد، آنتن تلوزیون را کند و روی ویلچرش جلوی صفحه برفکی نشست.تاریخ ساعت جیبیش را هفتاد و دو ساعت عقب برگرداند، چشمهایش را بست و در حالیکه بنان زمزمه میکرد نفس آخر را کشید.
-
.
-
Thu 6 Mar 2008
Japenese Theory
-
تو یه مستندی دیدم ارتشیهای امپراطور هاروکی هیرونیوا وقتی میدیدند احتمالا"توی جنگ مستقیم از چینی ها شکست میخورند، صد نفر سامورایی استخدام میکردند تا قبل از شروع جنگ یکی یکی خودشونو جلوی سربازای چین گردن بزنند و در عوض خونواده هاشون بیمه ی عمر شن.نصف چینی ها بعد از این جریان فرار میکردند.
Tue 12 Feb 2008
--
- برای دخترک کبریت فروش تقاطع فلسطین-کشاورز
- که در آن منفیِ دَه درجه شاید مادربزرگش را رویا می دید:
- یک شب فرستادیمون صف اول نبرد، بی کلاه خود و زره و پرچم سفید
- مای پاپَتی رو، از اصل که افتاده بودیم، از اسب هم انداختی
- یک پایمان گیر کرد در رکابش، بدون سر و بی افسار...
- حالا این روزها اسب میدود و
- شناسنامه هامان روی تاقچه، موریانه را میخورد
Tue 9 Oct 2007
Show must Go on
- اصل مطلب: تظاهر به روزه داری، تظاهر به روزه خواری، تظاهر در عین روزه داری.
- .
Wed 29 Aug 2007
حشوبات
-
وقتی آدمها شروع به استدلال میکنند همه چیز به فنا میرود./فرانسوا ماری ولتر
-
وقتی کسی گافی میدهد و دیگر سوراخی نمانده تا در آن بخزد، میگوید در آینده پشت پرده ها را افشا خواهم کرد.وقتی کسی میخواهد چیزی را ماستمالی کند، میگوید مطمئن باشید مصلحت اندیشی نمیکنیم.وقتی کسی که لیاقت جایگاهی را ندارد به آن جایگاه میرسد، میگوید هدف خدمت است نه پست و مقام.وقتی ناامیدی مطلق را تا مغر استخوانمان حس میکنیم، گفته میشود اینطورها هم که شما میگوید نیست و برای حرفشان دلیل میاورند.وقتی قرار است به زودی خرخره عده ای جویده شود، گفته میشود اکنون بیش از هر زمان دیگری به وحدت نیازمندیم.وقتی کسی میداند نه حالا و نه هیچوقت دیگر چیزی در چنته نداشته و ندارد، میگوید نباید با بی انصافی به مسائل نگاه کرد.وقتی کسی میداند چرخ پنجم درشکه است میگوید من که قدرت اجرایی ندارم،من فقط پیشنهاد میدهم.وقتی هنوز گند کار در نیامده، میگویند مسلما" تحریم ها و بحران جهانی اقتصاد بی اثرند،وقتی گند کار در میاید، میگویند مسلما" تحریم ها و بحران جهانی اقتصاد موثرند.وقتی...
Thu 17 May 2007
Animal Farm
- برادر خودت هم قاطی کردی کی به کی شد
- از چپ اندیشان سوسولگرا و راست اندیشان اصولگرا،
- محافظه کاران اصلاح طلب و چپهای راستگرا،
- اصلاح طلبان محافظه کار و راستهای چپگرا،
- سنتی های مدرن و مدرنیستهای متحجر،
- گمونم اینچنین بود برادر
- مرده ها همه یک اسم دارند
Sat 28 Apr 2007
Kissing your mouth anyway
- خواهرم،جدا" از تو شهوت بر نیانگیزتر نبود؟ از این ده تا کاکا، برادر تر؟
- امنیت من یک جاییست کمی پایینتر از بین دو تا استخوان ترقوه ش
- اینجایی که شما میگردین بین دو استخوان ران است
Fri 2 Mar 2007
By Charles Bokovsky
- اونوقت که زنها
- آینه شونو با خودشون نبرن
- هر جا که میرن
- شاید بتونن با من
- راجع به آزادی
- گپ بزنند...
- .
Fri 8 Dec 2006
Jina Jina
- اول نطقهایتان اینقدر نگویید ملت عزیز ملت عزیز...یاد پینوکیو میندازدم وقتی توی شهربازی اون یارو صاحب سیرک بدجنسه هی میگفت بچه های عزیز، بچه های عزیز... و بچه ها گوشهایشان دراز تر میشد.
- .
Sun 26 Nov 2006
Strategy? Rotation
-
پیرمرد توی اتوبوس یقه مون کرده بود و از نظریه سیاسی جدیدش میگفت که تازگیها فهمیده ما روی یک دایره بزرگیم که با هر سرعتی که صد و هشتاد درجه به جلو حرکت کنیم با همون سرعت هم صد و هشتاد درجه به عقب برمیگردیم و اسمشو گذاشته بود نظریه تناوب دوره ای آونگ. بعد که خمیازه کشید از اینکه مخاط دهنش بنفش بود تعجب کردم.
-
.
Sat 11 Nov 2006
Renaissance
-
اول که اومدم اینجا، میخواستم خوردت کنم
-
حالا می بینم که باید خورده هاتو جمع کنم
-
-انیمیشن رنسانس/۲۰۰۶/فرانسه
-
.
-
Mon 18 Sep 2006
انوشه انصاری ایکس پرایز
- شوهر مدرن یعنی شوهری که
- یک هفته زنِ بیست میلیون دلاریشو
- با دو تا مرد غریب بفرسته تو اتاقکی تو فضا
- (فرض کنید جریان برعکس بود. حالا
- هی بگید مردای ایرونی متعصبند.)
- .
