تبليغاتX
.::دندون یه آدم مرده::.

 
Sun 19 Jul 2009
The dull flame of desire

  • Dull flame of desireآرمانشهری خواهم ساخت، روزی
  • خالی از تقویم و پر از زنان یائسه ی چاق،
  • خیابانهایش الهام بخش شاعران الکلی،
  • و مردمانی که نه آرمانی داشته باشند نه آماری
  • نه گرمایش زمین به چیزشان باشد
  • زندانها را ظاهرا" موزه خواهم کرد
  • و همه را در خودشان زندانی خواهم کرد
  • تا وِجهه ی بهتری هم داشته باشد

 

  ساعت  10:3 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Fri 19 Jun 2009
A Brief history of horror

  • تاریخچه ی ترس بر میگردد به آرژانتین زمان ژنرال De Rosas
  • جایی که در بوئنس آیرس، صبحها شبه دستفروشها فریاد میزدند هلوی تازه
  • و مردم که پارچه روی سبدها را کنار میزدند،سرهای بریده میدیدند
  • کم کم همه یاد گرفتند چگونه بشاشند به هر چه ایسم و نئوایسم
  • تا صبحها جزو هلوهای تازه شبه دستفروش ها نباشند
  ساعت  19:19 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sat 2 May 2009
ّFascism is based on nationalism but this is sth different

  • به جای فحش دادن به تاریکی، شمع هایتان را خاموش کنید. با شب جز در تاریکی نمیشود جنگید.
  ساعت  12:8 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Fri 13 Mar 2009
Parturition

  • دور همه انگشتهایمان هم که نخ ببندند،ما فراموشکارتر از این حرفهاییم
  • خیلی هنر کنیم یادمان بماند انگشت داریم
  • من و تو نه حافظه ای داریم نه تاریخی نه حافظه تاریخی
  ساعت  11:1 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Wed 31 Dec 2008
Let's Do The Things We Normally Do

  • هر جا میرم با تو، آخرش باید تو صف وایسم
  • هر جا نخوام بیام، نشونم میدیش،حالیم می کنی که بیام
  • جای خودتو اون جلوهای صف،صندلیهامونو اون آخرهای سالن
  ساعت  16:31 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Tue 14 Oct 2008
Starved to death in the belly of a whale

  • بعد تو خیس ظاهر میشوی،انگشتت را میگذاری یکجایی روی صفحه حوادث
  • یکراست میروی ته کشو، اصل قضیه را پیدا می کنی
  • می پرسی این چیه و چقدر بدبختی و از این حرفها
  • من اعتراف می کنم این وسیله ایست برای پراندن کلاغها
  • چند انتن بالاتر، چند درخت عقب تر، وقتی پاییز نمک گیرشان کرده
  • تو نگاه می کنی به سوراخ روی پیشانیم،به صفحه حوادث خیس
  ساعت  11:20 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Mon 1 Sep 2008
A brief history of Time

  • A brief history of timeزمان،چرخ دنده دار ترین کمیت دنیاست، که
  • تانک را قدیم مدیمها از روی ان ساختند
  • زمان،
  • نرمترین سمباده ی دوران من و توست
  • که چرخ دنده های تانک را هم صاف میکند
  • .
  ساعت  9:22 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Mon 4 Aug 2008
Fragments of chronology of luck

  • توی یکی از همین برق رفتگی های گاهی گاه و گاهی بیگاه بود
  • آمده بودی فندک بگیری که فهمیدم ماکیاول تر از ژاندارکی
  • آمده بودم چیزهایی را ثابت کنم- که ناغافل برق آمد 
  • تو هم فهمیدی قدیمها که تاریکی بیشتر بود تئوری های آدم اثبات پذیرتر بودند
  • فندک کسی هم در یک جای بی ربط جا نمیماند 
  ساعت  11:0 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Wed 11 Jun 2008
Redemption

  • اون روزها ما نبودیم و ندیدیم
  • پایان دوران سیاهپوستان انجیل به دست
  • و اغاز هزاره ی چهارمِ هوا کردنِ فیل رو
  • روزگار سپری شده ی منجیان سالخورده
  • ---
  • ما ندیدیم بشود با قاشق کف سلول تونل زد
  • - یکجایی در ساعت هواخوری،خاکش را خالی کرد-
  • ما بودیم و سایه هواکش قدیمی که نمی چرخید
  • اصلا" انگار از اول تاریخ کوچکترین اتفاقی نیفتاده باشد...
  • .
  ساعت  15:25 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sun 24 Feb 2008
Santa Monica

  • منطق یعنی یک طورِ بی نقصی رفع و رفو کردن دو دو تا پنج تا های آدم
  • منطقی یعنی یک بنده خدایی که از وسط جر خورده سر این قضایا
  ساعت  18:37 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sat 15 Dec 2007
Paggan angel and a borrowed car

  • وقت گیر افتادن کشتی توی یخهای قطب 
  • بی خیال قطب نما و نقشه های دور و دراز شدن 
  • یا سوزوندنش -از دکل تا لنگر- تا چند وقت بیشتر گرم شدن
  • یا درهر صورت واسه آخرین شفق، شعر آزادی سپیدی چیزی بافتن...
  • -فرازی از وصیتنامه مرحوم کاپیتان آرچیبالد هادوک-
  ساعت  9:6 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Tue 20 Nov 2007
In Tribute to Qaiser Aminpour

  • دیر نشده بود هنوز اما،
  • داشتم میرفتم،
  • صدایم نکردی
  • رفتم
  •  
  ساعت  8:58 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sat 27 Oct 2007
Hello! Is it me you looking For

  • پلنگ صورتی اگه دم نداشت، زندگیش خیلی بهتر پیش میرفت
  • یا لااقل هردفعه تو جمعهای خیلی خیلی خصوصیش
  • گیر نمیفتاد که البته ببخشیندا،من تورو ندیدمت قبلا" یه جایی؟
  • -
  • پ.ن: دندون یه آدم مرده شعبه نداره.
  • .
  • .
  • .
  ساعت  11:2 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Fri 12 Oct 2007
OBLOMOV MONDAYS

  • دوشنبه های بی استاد،دانشگاه بی دوشنبه
  • روز پاگیر شدن من، روز پیگیر شدن تو،
  • روزی که کُلاهامونو سفت چِسبیدیم، سرامونو باد برد
  • .
  ساعت  10:0 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Tue 25 Sep 2007
Like A Drunk In Midnight Choir

  • تکذیب میکنم دورانی که ته خیابون یورگن هابرماس،کوچه پل ریکور
  • بی محل ترین ساکن محله ی خروسهای بی محل،
  • همسایه ی عکاس ترین دختر شهر که همیشه لَنگ یک لبخند من بود بودم
  • تکذیب میکنم شلوار جین تک زیپم و پیپ سفالیِ یادگاری مرحوم کاپیتان رو،
  • از این به بعد اسطوره ی من خرِ پِرین است، معشوقه م
  • یک ورودی جدیدِ سیگاری، پودمانیِ مترجمی زبانِ سواحیلی
  • باحالترین خوندنیم، صفحه استخدامیهای همشهری...
  • .
  • مثل یک مست در دسته ی آوازخوانان شبانه...
  ساعت  17:20 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sun 29 Jul 2007
Halven MosaddeQ,Halven BBC

  • حکما" وقتی همه در طول میدوند و تو شانزه لیزه بازیت گرفته
  • موقعیت رو بد نفهمیده باشی شاید، از عرض گز کردنت را
  • هزاری هم به حضور انورشان عرض بداری نمیفهمند
  • آدم دست خودش نیست که گاهی در عرض رفتنش
  • بیشتر از از از از طول رفتنش طول میکشد
  • .
  ساعت  13:16 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Wed 6 Jun 2007
The Miracle of French Champagne

  • مانیفست آدمها را باید از یک فرمول کشف کرد
  • تعداد قدمهایی که در واحد زمان در یک پیاده روی خلوت بر میدارند
  • تقسیم بر معکوس تعداد خوابهایی که جرات تعریف کردنش را ندارند
  • -
  • خوابهایم را به هر کس که گفتم فروید شد طرف،بماند 
  • فردایش زیپ و دکمه های روحم در میرفت
  • پشت و رو -از طرف درزش- می پوشیدم
  • سر و ته میشستم ردیف آخر اتوبوس
  • اونوقت تازه تو را میدیدم که
  • فنرهایت از توی گوشَت زده بیرون
  • ناکوک شدی و چشمانت خمار و آویزون و
  • لبانت پر از آه و اوه و واقعا" می پریدم
  • دستم میامد تو که نیستی، حجیم تری
  • نبودن، بیشتر از بودن جا میگیره انگار
  • نبودن، لختت میکند تا بالای کشاله ی ران   
  • -
  • لولوی پَکَر توی کمد، قبل از پوکیدنش همیشه میگفت:
  • به همه ی آدمهای دنیا بگویید
  • مارکز، "صد سال تنهایی" را فقط
  • در عرض سه سال نوشت.
  • .
  ساعت  20:8 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Mon 28 May 2007
کرایه تاکسی

  • بعد از اتفاقی که برای پاهایش افتاد، موتورش را فروخت و تاکسی ها عصای دستش شدند تا به موقع برسد سر کارش، پولی در بیارد و خرج دوا درمان زنش کند. یکی دو سال بعد کرایه ها بالا رفت و خرج رفت و آمدش با دخلش کاملا" یِر به یِر شد و دیگر پولی اضافه نمیماند.وضع مضحکی بود: کار کردن برای درآوردنِ هزینه ی کار کردن. به یکسال نکشید که زنش مرد.سال بعد دوباره همه چیز گران شد. مجبور شد با صاحبخانه ش هم تسویه حساب کند. کسانی که می شناختندش میگفتند شب و روز فقط به این هدف کار میکند که بدهکار راننده تاکسیها نشود.
  ساعت  10:14 | لینک ثابت  |   |  Send 2 Friends
Sat 5 May 2007
Still Lingers Here

  • چند وقته توی ذهنم 
  • جای صورتت ضربدر قرمز میبینم
  • دسترسی به تو جدا" انگار
  • امکان پذیر نمی باشد
  • .
  ساعت  19:57 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends
Sat 5 May 2007
Where da sidewalk Ends

  • ـ صادقانه بگم، من حتی محکم ترین تصمیمهام بعد از مدت نه چندان مدیدی
  • تبدیل میشن به زیر شلواریِ زبل خان از لحاظ وصله پینه
  • ــ اینایی که زارتی میگن یک کلام بگو آره یا نه ــ
  • حالا خود دانی
  • -
  • از دیالوگهای یک سناریوی از پیش برنامه ریزی شده
  • .
  ساعت  11:6 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends

 

onLoad and onUnload Example