تبليغاتX
.::THE To0th Of A Dead Man ::.

 
Wed 21 Sep 2005
سرماخوردگی فی الاحواز

  • حاضری نصف عمرتو بدی بلیط اهوازی برات جور شه.یا آبادان حتی خرمشهر هم...ولی نیست.نه اتوبوس نه قطار نه هواپیما و نه حتی کشتی! عالی، این تیکه از زمین خدا مال ایران نیست؟ ضدحال... پس ما باس با شتر بریم...؟
  • ۱) ساوه: شهر صنعتی کاوه! و انارهایی به سرخی لبهای معشوق!
  • 2) اراک: پلیسی که وسط جاده بال بال میزنه و سرعتت را از یک کیلومتری اندازه میگیره و بیست هزار تومن جریمه ت میکنه و به بقیه کاری نداره...ملت تا حد به اصفهان رسوندنت آدرس اشتباهی میدن و تو برای همیشه از اراک فراری میشی...
  • 3) لرستان:  بروجرد، دامنه ی کوه، روشنفکر، دانشگاه آزاد، خونگرم و شهر "فرزانگان" و نه "شهیدپرور" طبق نص صریح تابلوی ورودی!...کمربندی خرم آباد و بعد پلدختر. دختر فرمانروایی که قذیمها دستور ساختن پلی روی رودخونه ی کشکان نامی - چیزی شبیه کرخه ولی لاغرتر-  به خاطر تسهیل شدن عبور معشوقه ش داده ....پلدختر زمان جنگ زنگ تفریح جنگنده های عراقی بوده و هر دفعه جنگنده ها به مقصدهای دیگه رد میشدند حالی هم به اینجا میدادند.
  • 4) هر وقت نخلهارو دیدی یعنی وارد خوزستان شدی و هر وقت وارد خوزستان شدی بوی نفت رو حس میکنی. حتی اگه به خاطر آسفالتکاری کنار جاده باشه! وقتی جای ترکشها و گلوله رو روی دیوارهای اندیمشک میبینی، وقتی گورستان شهدا رو میبینی...صدام خیلی نزدیک بوده.
  • 5) مسیری فرعی در جاده ی اندیمشک اهواز : دور تا دورت تا افق دشت برهوت و سیم خاردار و جاده های داغی به مقصد مهران، دهلران و دوکوهه .جنگ تن به تن...داغی هوا ماشین را نگهمیداره. ما باید آب بخوریم... تابلویی چندین متر جلوتر توجهتو جلب میکنه...سیم خاردارای پاره شده...کنجکاو میشی که ببینی وسط دشت به این بزرگی و تنهایی تابلویی به این بی مقدمگی چی معنایی داره...راه میفتی و با خیال راحت از سیم خاردارها میگذری و وقتی به تابلو میرسی و نوشته های رنگ و رورفته شو میخونی عرق سرد میکنی! نگاهی به عقب میندازی و دنبال جاپاهای خودت میگردی و بدون حرکت اضافی برمیگردی عقب.وقتی تموم میشه خیس عرقی...یه نفس راحت میکشی...متن روی تابلو این بود (( منطقه پاکسازی نشده.خطر انفجار مین )) 
  • 6) جاده ی اندیمشک اهواز مصداق تمام عیار یک جاده ی کفی ۱۲۰ کیلومتری که اگر سرعت ماشین از صدو بیست تا کمتر بشه احتمالا" به کنتاکی تبدیل میشی! سراب و نخل و تنهایی...
  • 7) اهــــــــــواز :۹۰۰ کیلومتر از تهران و ۷۰۰ کیلومتر از اصفهان . حدودا" دو سه برابر کرج .کارون پیر از وسطش رد میشه. هسته ی شهر و بازار شلوغ در جنوب کارونو دانشگاه شهید چمران در شمالش.چهره های یا آفتاب سوخته و سبزه یا سفید و بور.چادر عربی، دشداشه. فارس و عرب قاطی و زبان رسمی عربی یا فارسی با لهجه ی عربی! فرهنگ عربی به سمت خرمشهر و آبادان فرهنگ غالب میشه...دیش های ماهواره، الجزیره، العربیه ...سبک معماری عجیب خونه ها و وجود خارجی نداشتن چیزی به اسم آپارتمان چهل پنجاه متری! بنگاهها به جز عده ای خاص خونه خالی گرفتن رو مساوی با زنای محصنه میدونند و فرقی هم نمیکند دانشجو باشی یا هر چیز دیگه و جواب هم نمیدن و بلکه بزنند زیر گوشت.بمبگذاری، پاسگاههای پررنگ پلیس، امنیت ساعت یک نصفه شب جالبی داشت.در بطن محله های پایین شهر ناسیونالیسم عربی رو روی دیوارها میبینی.مرگ بر...کوپ میکنی! مخالفت... این غیرتکم یا اهل الاحواز؟! اتحدوا! ان هدفنا هو عزت و الاستقلال القوم العربی.... اگه قرار باشه اتفاقی بیفته یا از همین اهواز شروع میشه  یا از سنندج... شهر در تابستون از شش صبح زنده س تا اذان ظهر و بعد از اون میمیره و دم غروب دوباره زنده میشه. گاوهایی هم که وسط چمن بلوار می چرند چیز عجیبی نیستند...غروب کارون و بوی خزه های خلیج فارس....همونجوری که خورشید میشه یه توپ قلقلی سرخ...رودخونه راکد، گل آلود و خسته...شیرازی، لر، بقیه...
  • فقط یک ارنستو میتونه در گرمای پنجاه درجه ی اهواز سرما بخوره و تب چهل درجه کنه و اگر کسی بالای سرش نباشه حسابش با کرام الکاتبین بیفته.نچ، من اومدم دانشگاه ولی با وضعی که اینجا داریم احتمالا" بعد از شش سال مدرکم را از آسایشگاه روانی خواهم گرفت.برمیگردیم و در رستورانی نزدیک راه آهن پیرمردی مچاله و داغون توجهتو جلب میکنه. دلت میسوزه و از غذاهایی که دستته یکی رو میدی بهش و پیش خودت میگی دعا نکن که اگه کارگر بود برای خودت میگرفت. مثل مکزیکیهای فیلما سرشو بلند میکنه و میگه پسر  تو راه زندگی مهم نیست سواره میری یا پیاده.فقط اینو یادت باشه که تجربه ی دیگرانو پشت سرت داشته باش، عشقو روبروت و خدا رو بالای سرت... کفت می بره و ...
  • و اینچنین نرفتنی شدیم...
  • پیوست: ممنونم از محبتهای حقیقی آدمهای مجازی به توان بی نهایت.
  ساعت  19:10 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends

 

onLoad and onUnload Example