Wed 1 Mar 2006
El Muerto.by tom odencrans

  • توی این تاریکی سردم است. اوایل شب قرار بود برای حمل بسته ای در جاده ای تاریک پنج هزار دلار گیرم بیاید، یک کار مختصر شبانه. پاکو آنجا بود، اما یک جای کار ایراد پیدا کرد. از تاریکی بیرون امده ام و در نوری خیره کننده قرار گرفته ام. مردی سفید پوش نامم را از روی برچسب روی انگشتم میخواند. من نمیتوانم جواب بدهم.
  ساعت  9:47 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends