Sun 17 Aug 2008
August the 11th

  • تمام آنچه پیرمرد به یاد میاورد،سه تانک بود و چند سربازِ شاش بند و دو فاحشه که بر سر آفتابه ای مسی-غنیمتی از توالتِ مصدق- گیسهای هم را می کشیدند. بعدش فقط ماند مجسمه ای مرمری که سربازها و فاحشه ها گردنبند تقصیر را آویزان کنند گردنش.
  ساعت  9:32 | لینک ثابت   |  Send 2 Friends